سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
دره کوچک///قاف در بقا
برای مهدی

این مطلب را در یک وبلاگ دیدم اول مطرخ میکنم بعد کمی توضیحش میدهم//////////////////- ایا جسم داخل روح است یا روح داخل جسم؟

پاسخ: با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
وقتی روح را حقیقتی مادی ندانستیم و آن را موجودی مجرد فرض کردیم طبیعی است که نه مکانی دارد و نه می تواند مکان و محل چیز دیگری واقع گردد، در نتیجه تعبیر داخل جسم بودن یا داخل بودن جسم در ان بی معناست.
اما در عین حال ما معتقد به تعلق و اتحاد جسم و روح به هم هستیم و به همین جهت می توان به تبع مکان داری و زمان داری جسم روح را هم دارای مکان تصور نمود؛ در واقع از دیدگاه فلاسفه مسلمان، روح تنها موجود مجردی است که می توان بالعرض نسبت مکانی و زمانی برای او در نظر گرفت و گفت جایی که بدن هست روحش هم هست و زمانی که بدن موجود است روحش هم در همان زمان موجود است.
نا گفته پیداست که نسبت دادن زمان و مکان به روح انسان منافاتی با مجرد بودن روح ندارد چرا که این نسبت دادن زمان و مکان به روح بالعرض است نه بالذات به عبارت دیگر مکان داری و زمان داری در واقع صفت بدن هستند و لی در اثر تعلق و اتحاد روح با بدن از روی مسامحه و مجاز به روح هم نسبت داده می شود. (1)
البته در مورد ماهیت و کیفیت اتحاد روح و جسم امری دشوار و بسیار دقیق است، اما ما همین قدر می دانیم که روح هر فرد اتحاد و سنخیت عمیقی با جسم او دارد و رابطه محکمی بین این دو حقیقت برقرار است که حتی فشارهای و سختی ها یا خوشی ها و راحتی های جسم و روح به هم سرایت می کنند و در حالات فشار روحی، جسم هم به شدت متاثر و تحت فشار است.


توضیح اول اینکه/// روح و جسم در هم تنیده هستند و به این پدیده روان میگوییم////انسان هم از نظر روحانی و هم فیزیکی به مانند یک کتاب است یعنی تمام خلقت یک کتاب است که دارای صفحات مختلف است و ما به تناسب اراده الله و یا حدود بصیرت خودمان میتوانیم صفحات را ورق بزنیم. در هر صفحه جوانب گوناگونی موجود است پس روح دارای ابعاد و صفحات متعدد و جسم نیز همینگونه است البته روح گسترده تر و پیچیده تر است و این دو کتاب در هم تنیده هستند و همه بخشی از کتاب خلقت هستیم انچه شما میبینید و لمس میکنید برگ اغازین یک کتاب قطور است کتابی که با قلم افرینش نگاشته شده/// مفسران قران باید متوجه منظور من باشند

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///

(آخرین تغییر در این ارسال: 29-09-1393 02:18 ب.ظ توسط sale63.)






نوشته شده در تاریخ شنبه 93 آذر 29 توسط 63شاعر شهدا 666

ای بی خبر بکوش تا صاحب خبر شوی ///تا ره رو نباشی کی راه بر شوی///این بیت اول یکی از زیباترین و عمیق ترین غزلیات خواجه حافظ شیرازی است /// یه اعتقاد بنده این بیت دال بر اعتقاد خواجه به امر ولایت فقیه است زیرا در اینجا واژه خبر معنای خبر ظاهری یا اگاهی از محیط اطراف را ندارد بلکه خواجه مرادش از خبر همان عالم کشف و شهود است که در حقیقت مراد از خبر شناخت خلقت و الله و معرفت بدان است و این طریق را راه رسیدن به کمال و مقام راهبری جامعه میداند/// قطعا خواجه مرادش از رهبر در این بیت الله یا معصوم نبوده زیرا برای رسیدن بدین راهبری ره روی را شرط قرار داده و انسان بیخبر را مخاطب قرار داده در حالی که معصوم از ابتدا طبق اعتقاد او و ما در تکامل بوده و هست پس مراد سایر افراد جامعه است که در این صورت ولایت فقیه را مد نظر داشته چنانچه در مصرع دوم بیت بعد میگوید.هان بکوش ای پسر تا روزی پدر شوی که در اینجا هم همان مقام راهبری را در حد مقام پدری و مقام پدری را یک بلوغ معنوی دانسته////تقدیم به انانکه میپندارند ولایت فقیه یک اختراع یا یک ایده سی و چند ساله است ////ادامه دارد





نوشته شده در تاریخ شنبه 93 آذر 15 توسط 63شاعر شهدا 666

ای بی خبر بکوش تا صاحب خبر شوی ///تا ره رو نباشی کی راه بر شوی///این بیت اول یکی از زیباترین و عمیق ترین غزلیات خواجه حافظ شیرازی است /// یه اعتقاد بنده این بیت دال بر اعتقاد خواجه به امر ولایت فقیه است زیرا در اینجا واژه خبر معنای خبر ظاهری یا اگاهی از محیط اطراف را ندارد بلکه خواجه مرادش از خبر همان عالم کشف و شهود است که در حقیقت مراد از خبر شناخت خلقت و الله و معرفت بدان است و این طریق را راه رسیدن به کمال و مقام راهبری جامعه میداند/// قطعا خواجه مرادش از رهبر در این بیت الله یا معصوم نبوده زیرا برای رسیدن بدین راهبری ره روی را شرط قرار داده و انسان بیخبر را مخاطب قرار داده در حالی که معصوم از ابتدا طبق اعتقاد او و ما در تکامل بوده و هست پس مراد سایر افراد جامعه است که در این صورت ولایت فقیه را مد نظر داشته چنانچه در مصرع دوم بیت بعد میگوید.هان بکوش ای پسر تا روزی پدر شوی که در اینجا هم همان مقام راهبری را در حد مقام پدری و مقام پدری را یک بلوغ معنوی دانسته////تقدیم به انانکه میپندارند ولایت فقیه یک اختراع یا یک ایده سی و چند ساله است ////ادامه دارد





نوشته شده در تاریخ شنبه 93 آذر 15 توسط 63شاعر شهدا 666

ما از چشم یهود 

یک دانشجوی آمریکایی نوشت : 
من یهودی هستم و افتخار می کنم
او در این مقاله نوشت: من یهودی هستم و افتخار می کنم! امروز تصمیم با ماست. ای اعراب و ای مسلمانان، شکوه و عظمت شما از بین رفته. آیا ندیدید که ما با زیرکی با شما چه کار کردیم؟! در خیابان های شما راه رفتیم و وضع شما ما را به شگفتی وا نمی دارد آیا می دانید چه کار کردیم؟!
با همه سادگی حجاب دختران شما را برداشتیم و به وسیله آن [حجاب های کنار زده شده]، قرآن شما را پوشاندیم. شما تحت فرمان ما قرار گرفتید! شما را آن طور که می خواهیم و در زمانی که خواستیم به حرکت وا می داریم. شما یک دین کامل بودید ولی ما باعث شدیم که دین شما فرقه فرقه شود، لباس هایمان را به شما صادر کردیم. به بازارهایتان نگاه کنید، همه این لباس ها عامل هتک حرمت شماست و جالب است که همه شما به آن گرایش دارید. شلوارهای جوانانتان پایین کمرهایشان است و نمی دانید که این از صفات قوم لوط است.
آن وقت شما ای نادان ها فریاد می زنید: یهود سرزمین ما را دزدید و به آبروی ما توهین کرد. شما کجایید؟! در خیابان ها دخترانتان را با چه تمسخری اذیت می کنید! شما در حال سقوط و نابودی هستید در حالی که پیشرفت درسی شما برای ما شگفت آور نیست. پس شما را به خط مشی های کسالت آور مجهز کردیم و تلویزیون های شما را با برنامه های فریبنده و گمراه کننده پر کردیم. دیگر به چیزهایی که اهمیت دارد فکر نکردید و نیازی نیست که بگویید چه چیزی فکر شما را مشغول کرده است؟! پس ساکت بمانید!
ما فرهنگ دوست یابی بین دختران و پسرانتان را رایج کردیم در حالی که شما پاک ترین مردم بودید و حالا پست و بیچاره هستید! پی بردیم که زبان شما (عربی) فصیح ترین زبان است و با آن قرآن را می خوانید پس به شما گفتیم که زبانتان عقب مانده و مربوط به گذشته است. فورا از آن رویگردان شدید و به زبان های ساختگی و دروغین افتخار کردید.
دولت های شما محیط علمی را برای شما فراهم نکردند و این مسأله دانشمندانتان را وادار به فرار به کشورهای غربی کرد یا این که در کشورهایتان ماندند و در پایین ترین مرتبه زندگی کردند.
بگویید: پدرم و پدر بزرگم این چنین آن چنان بودنند در حالی که خود شما چیزی نیستید، ما شما را این گونه دوست داریم و می خواهیم این گونه باشید!
وحدت کلمه شما ما را متعجب نمی کند پس مسجدی از شیعیان را منفجر می کنیم و می گوییم اهل سنت منفجر کرد یا مسجدی از اهل سنت را ویران می کنیم و می گوییم کار شیعیان بود.
پس شما را به این شکل رها کردیم تا این که آتش جنگ بین شما شعله ور شد! به شما برگه هایی را برای خواندن دادیم و فیلم هایی که آنها را در اخبارتان پخش می کنید برای اینکه بین شما فتنه بیندازیم. به شما یک سرگرمی به اسم «بهار عربی» دادیم که با آن بازی می کنید تا آتش جنگ را بین شما برافروزیم آتشی که تا همه شما را نسوزاند، خاموش نخواهد شد.
من یک یهودی آمریکایی هستم و افتخار می کنم!
گفتنی است، می توان گفت با وجود بی شرمی و گستاخی این جوان یهودی آمریکایی، اما متاسفانه باید گفت که او راست می گوید. خدایا حال همه مسلمانان را اصلاح بگردان.


بنام الله/// ببنید یهود چگونه در شبکه مردم داری خود نژاد یهود را در رابطه با حرکات بزرگانشان توجیح و مطلع میکند /// اصلا ایمان نزد یهود جایگاه ندارد مثل این نیست که یهودی گمان میکند بر راه راست است ولی دچار انحراف شده باشد بلکه این قوم نفرین شده عمدا و اساسا با ایمان و خداپرستی واقعیی مشکل دارد مانند یزیدیان و ال مروان و ال سفیان و بعضی ها که بماند این اواخر هم ال سعود و فرقه نجدیه که به وهابیت شهرت دارد و تمام اینها ساخته دست استادهای یهودی هستند///

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///
(آخرین تغییر در این ارسال: 13-09-1393 03:24 ب.ظ توسط sale63.)





نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 93 آذر 13 توسط 63شاعر شهدا 666

بسم الله الرحمن الرحیم/اری منم پروردگار بخشنده و مهربان به تو زندگی عطا نمودم از روی کرم و احسان/الحمد الله رب العالمین/و من تورا بهترین مخلوقات و نزدیکترین انان به خود قرار دادمالرحمن الرحیم/و شما با انچه در دنیا انجام داده اید به سوی من باز میگردید یا خرسند یا پشیمان/مالک الیوم الدین/و من تنها نجات بخش و تنها من شما را از بلاها و خطرات رهایی می]بخشم و جز از من کسی توان یاری شما را ندارد/ایاکعنعبد وایاکعنستعین/پس من برای رستگاری و نعمت برای شما راه راست قرار دادم تا خرسند به سوی من بازگردید/اهدنا الصراط المستقیم/[/color]پس ان راه را به واسطه بندگان صالح و پاکدانم براس شما مهیا و نمایان ساختم در حالی که بندگان نافرمان و خود فروخته با انان دشمنی میورزند تا شما را از انان دور کنند[color=#98FB98]صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والظالین/[size=large][color=#32CD32]
......





نوشته شده در تاریخ شنبه 93 آبان 24 توسط 63شاعر شهدا 666

الله بی نهایت است در بی نهایت هر قدری صفر است مثلا فاصله هر دو نقطه بر روی یک خط بی پایان صفر است مثلا هر وسعتی در یک وسعت بی انتها صفر است و چون الله بی انتها است پس هر بزرگی و توانی در مقابل او صفر مطلق است/// هر مهری نسبت به مهر او صفر است و هر احسانی در مقابل احسان او صفر است/// الله یک است واحد است و هر وجودی در مقابل او صفر است اصلا غیر از الله موجودی نیست جز اینکه یک توهم باشد/// من در بخش هالیوود یکی از اعتقادات فریب انگیز هالیوود را القای مجازی بودن دنیا به انسانها گفته ام ولی خودم اینجا میگویم که هر وجودی جز الله توهم است/// شاید در دیدگاه نخست من دچار تضاد باشم اما نه همه چیز به شناخت الله برمیگردد انچه از مجازی بودن دنیا توسط ابلیس و ابزارش مطرح است با انچه من میگویم تفاوت دارد/// در تفکر شیطانی همه چیز ختم به من میشود یعنی تمام دنیا در ذهن من است و وجود خارجی ندارد و من یک موتور حسی هستم بنابر این هر کاری برای رفاهطلبی جایز میشود من برای رفاه خودم قتل مرتکب میشوم اما دنیای من مجازی است و مقتولی وجود خارجی ندارد پس من برای رفاه خودم هر کار کنم ایراد ندارد زیرا دنیا ساخته افکار و توهمات من است ایت سخن ابلیس است//// اما در مبحث توحیدی این معنا تفاوت دارد در قران امده که الله گفت بشو پس موجود شد انچه او اراده نمود/// الله که لفظ و صدا ندارد که بگوییم منظور اوا بوده پس گفتن الله تصور کردن اوست یعنی الله تصور کرد و من به وجود امدم یعنی من در تصور الله هستم اما ما نباید تصور الله را با تصور خودمان مقایسه کنیم زیرا در تصور ما هیچ متصوری وجود حقیقی ندارد اما در تصور الله متصور موجودیت و هویت حقیقی می یابد///یعنی در عین اینکه ما در محیط الله واقع شدیم وجود و هویت مستقل نیز داریم البته همه چیز باز در حیطه اراده و کنترل اوست او بگوید بمیر میمیریم چون او تصور کند ان می شود/// ما معتقدیم که همه خلایق تجلی الله هستند این سخن قابل فهم نیست مگر اینکه صاحب بصیرت باشی. من ساده میگم فرض کنید الله نابود شود؟؟؟؟ایا تمام خلایق با نابودی او از بین میروند یا نه؟؟؟؟ اگر بگویید تمام خلایق با ختم وجود الله از بین میروند پس تمام خلقت تجلی الله است و جز او همه چیز وهم است//// اگر بگویید نه فرض محال الله ختم شود سایر خلایق باقی میمانند اما به دلیل عدم مدیرت و نظم به مرور منقرض میشود پس قائل به وجود موجود واحد جز الله شده اید و این شرک است///

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 93 آبان 20 توسط 63شاعر شهدا 666

 

پرستوی ظهور

*****


وضعیت : آنلاین
ارسال‌ها:462
تاریخ عضویت:تیر 1392
رتبه: 5
سپاس ها 130
سپاس شده 301 بار در 187 ارسال

ارسال: #1

توحیدو ظهور

بنام الله///در طول تاریخ علما و اندیشمندان و عرفا و فلاسفه همیشه در پی پی بردن به اسرار و چگونگی به وجود امدن هستی از منظر اعتقادات گوناگون بودند از جمله راه های که بسیاری در پی ان رفته اند علم اعداد است/// علم اعداد چیست و چه نقشی در افرینش دارد قطعا انچه من بدان نزدیک شدم این است که خداوند بزرگ واحد است1 است و دو نمیشود در مقابل وحدانیت الله انچه خواهد بود صفر است یعنی اینکه تمام خلقت در مقابل وجود بی انتهای الله و صفات او صفر هستند10/الله بزرگ خلقت را بر بنیان نظم استوار نموده یعنی اینکه در سرتاسر هستی نظم موجود و تدبر و کنترل الهی بدین طریق انجام میشود و نچه نظم را قابل فهم میکند عدد است زیرا اعداد نماد و مقیاس نظم هستند و هیچ نظمی بدون هماهنگی اعداد ان موچود نیست مثلا در قران همه جای ان ما با یک سلسله اعداد و معادلات هماهنگ روبرو هستیم و هم چنین در کهکشانها و سیستم تکامل و حرکت انها ما شاهد نظم عددی هستیم مثلا سک سال12ماه است و این مدام تکرار میشود و تغییر نمیکند مگر اینکه الله اراده کند نوع نظم نوینی را خلق کند/// حالا بسیاری از متفکران پس از دریافت شاخصه ها و اهمیت نظم و اعداد و ارتباط تنگاتنگ انها با یکدیگر قصد دارند از طریق دست یابی به اسرار اعداد و نحوه ارتباط گیری انها با هم و پی بردن به معادلات منظم از اینده یا زمان مرگ و تولد یا همچنین زمان رویدادهای مهم و قطعی و یا پی بردن به باطن برخی کتب از جمله قران بپردازند مثلا عده ای به دنبال پی بردن به زمان دقیق ظهور مولا هستند البته من اعتقاد دارم به تمام ایت موارد میشود با استفاده از علم اعداد به سادگی پی برد اما انچه این وسط وجود دارد اراده الله است که میتواند هر لحظه تمام نظم موجود و انچه از پیش طراحی نموده را تغییر کند پس این راه راه غلط و خطایی است و منجر به اشتباهات فراوان میشود که نهایت موجب ابروریزی برای فرد مدعی میشود/// اخیرا برخی خواص مذهبی از روی صداقت نه حیله با طعنه اشاراتی به سالهای ظهور نمودند که همه خطاکار هستند زیرا هم منع برای مشخص نمودن ان وجود دارد همینکه نوع معادلات گاها اشتباه است/// در علم اعدا یک منطق وجود دارد و ان اینکه وقتی اعداد و معادلات مربوط به چند امر به هم نزدیک .دارای یک نظم و ارتباط بشوند میگوییم ان دو امر با هم مرتبط واحتمالا در یک جهت هستند مثلا بین زمان تولد و حوادث گوناگون و عمر پدر و مادر و زمان ازدواج و تولد اولاد معادله ای اغاز میکنند که همه را در یک نظم قرار میدهد و با برسی همان نظم به زمان مرگ و وفات افراد دسترسی پیدا میکنند غافل از اینکه مثلا با یک صدقه دادن و یا صلح رحم تمام این معادلات به هم خواهد ریخت پس نظم چون توسط خالق ان قابل تغییر است در چهارچوب جواز استفاده برای بشر قرار ندارد و همیشه به خطا منجر میشود و خطا در معادله به معنای دست زدن به اعمال نابهنگام است که صدمات جبران ناپذیر به وجود خواهد اورد مانند قتل هزاران نفر ادم بیگناه یا امثال این/// از جمله اعدا بسیار مهم در ظمینه حوادث اعتقادی در اسلام میتوان به اعداد ی از قبیل4/7/9و11اشاره نمودکه عدد نه 9از عجایب است مثلا هر عددی که مجموع اعداد ان به 9برسد را در هر عددضرب کنید باز مجموع اعداد به دست امده از حاصل نیز 9 میشود البته حالا مطلب در این باب زیاد است که نه جای گفتنش است نه حق گفتنش و نه حق استفاده از ان فقط بدانید که هرجا در این روزهای نزدیک به ظهور کسی وقت تعیین کرد روی ان حساب نکنید اگر درست باشد باعث صدمه زدن به موقعیت امام است اگر خطا باشد باعث انحراف است من در همین تالار گفتگو فردی را دیدم که نام کاربری اش کنایه از زمان دقیق ظهور بوده به ایشان اخطار هم دادم نمیدانم گوش داده یا خیر اما مدتهاست غیر فعال شده/// همینکه بدانی ظهور قریب است و حتما در سال ظهور علائم انقدر واضح میشود که یقیق ایجاد کند کافیست پیش از ان دنبال تاریخ دقیق نباشد

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///





نوشته شده در تاریخ شنبه 93 آبان 10 توسط 63شاعر شهدا 666

بنام الله/// برادر عزیز شما را ارجاع میدهم به ایه اول از صفحه 97قران که الله سخن گفتن از اسرار را کاری بیهوده میداند مگر انکه موجب صدقه یا گشایش مشکلی باشد /// شما به موازات برخی مراجع و علما که روحانیت سیاسی ایران را برگرفته از فلسفه و صوفیه گری میدانید و در روزهای اخیر بخاطر دشمنی و قهر با جماعت انقلابی سعی در تخریب انان دارید و این عمل شما اصلا بانیت خالص نمیباشد/// حالا لازم میدانم کمی توضیح دهم و ان اینکه امر توحید ربط انچنانی به مسئله وحدت وجودی که شما فرمودید ندارد و اختلاف در این امر بر سر نحوه خلقت مخلوقات توسط الله و جایگاه وحدانیت او میباشد اولا/ این امر که الله به چه کیفیتی مخلوقات را خلق میکند و خودش چه نحو ارتباطی با ان دارد از امورلازمه نیست و امر دین یک امر روزمره و ظاهری برای مردم عام است یعنی مردم همینقدر که بدانندالله وجود دارد و صفات او را بفهمن و با او ارتباط معنوی برقرار کنند و در ازمونهای دنیا به راه راست حرکت کنند و وظایف دینی خود را از روی خلوص انجام دهند کافی میباشد و حرام است با طرح امور چگونگی خلقت که از اسرار الهی است مردم را به بی راهه کشاند و موجب تفرقه شد اینکه خداوند چگونه خلقت کرده یا از کی خلقت کرده مثلا اول تصور کرده و برنامه ریخته بعد خلق کرده یا همین که گفت شو مخلوق موجود شد یا اینکه ما در ذهن الله هستیم اصلا هیچکدام به ما ربطی ندارد و ما را چه به برسی الله فرض اینکه هرکدام درست یا غلط باشد نه موجب ایمان میشود نه موجب کفر یا شرک اینها اسرار است و هرکس طبق علمی اعتقادی دارد و من ان را اعتقاد غیر لازم میدانم و پرداختن بدانجز گمراهی در بر ندارد اما شما گفتید که عرفا میگویند الله همه چیز است و همه چیز الله است عزیزم یک مثال من پدر فرزند خود هستم او از من است اصلا از خون و جنس من است و من موجب وجود اویم پس میگویم او من است و اگر من نبودم او نبود و او وابسته و تجلی من است در حالی که من و فرزندم هرکدام هویت جدا داریم و در هم دخل تصرف نکردیم و از این سخن بر نمی اید که من و فرزندم فیزیکی یکی باشیم این مثال واضح تر از مثال دریا است در حالی که هم موج وجود دارد و هم باران و هم رود اما همه وابسته به اب و از اب و اصلا اب هستند اما در عین حال رود جدا از دریا و باران جدا است اما همه جلوه اب هستند یا چوب درخت چوب است میز هم تخته هم همه چوبند اما هرکدام هویت جدا دارد انسان و مخلوق و خالق نیز همین است ما همه حامل ذات الهی و استعداد اوییم ما جز از او چیزی نداریم هرچه ما داریم او بهترش و برترش و فراوانترش را دارد اصلا الله مادر خلقت است پس همه چیز در او خلاصه میشود و خدا همه چیز دارد اما این بدان معنا نیست که پس درخت خداست یا من خدایم در عین اینکه الله همه چیز است اما مخلوقات هویت مجزا دارند و این اراده الله است این واضح است چرا کجروی میکنید شما میگویید الله داخل هرچیز است در عین حال بیرون است خوب این از نظر عقل نامفهوم است خوب اینکه خدا همه چیز است اما هیچ چیز الله نیست هم همان تفاوت قبلی را دارند و با عقل بشر درک نمیشود و تنها در قالب قیاس ومثال قابل اشاره است وگرنه مثال هم نادرست است//// حالا شما گفتید امام خمینی اعتقادات وحدانیش ایراد دارد من چند مطلب از کتاب مبانی اعتقادی در اسلام که از کتب عقیذتی سپاه پاسداران است و حاوی اعتقادات امام خمینی و شهید مطهری است را برای شما بیان میکنم خودتان قضاوت کنید در صفحه115و116امده(اگربحث شناسائیی همه جانبه و کامل باشدباید پذیرفتنیروی شناخت انسان در حد دسیابی به چنین شناسائیی از الله نیست و ویژگیهای او را در قاب مرزها و حدود نمیتوان نگریست و هرگونه قیاس و مثال در این مورد خطا است.انچه در سراسر طبیعت برای بشرازلحاظ علمی و فکری مشهود است کلا مصنوع الله است و محصول امر و اراده او است در حالی که ذات او جزء طبیعت و از سنخ افریده های او نیست تا برای انسان درک ماهیت چنینوجودیاز راه برسی و قیاس امکان پذیر باشد/// در مطلب بعدی/وجودی که نهمعیار و قیاسی برای شناخت ذات اووجود دارد و نه امار وارقامیبرای تعیین توانایی و دانشش/////صفحه127.خوبدقت کنیم میبینیم که موجودات بیشمار و جهان و عشق و نیازهایی که ریشه در ژرفای ما دارند به یک نقطه و سرچشمه ختم میشوند و ان خداست.که ماهیت و واقعیت جهانعین ربط و تعلق وعین اضافه به اوستو هستی از نقطه ای که اغاز شده و تنزل یافتهبار دیگر به سوی همان نقطهاز خطی دیگر صعود میکند و تنها الله شایسته عشق و شیدایی است و اگر انسان اورا یافتچنان شیفته جلال و کمال مطلق او میشود که جز او هر چیز را فراموش میکند(یعنی از نظر معرفت همه چیززیبا را خدا و تجلی او میبیند)صفحه160از حضرت علی به سندتوحیدص73///اوبه همه چیز داناست اما نه بوسیله ابزار و وسایلی که با نبودن انان علم نیز منتفی است بلکه بین او و ملوماتش امر زاءدیبنام علم وجود ندارد و تنها ذاتاوست و بس///در ادامه اگاهی خداوند از خلقت و هستی حضوری است زیرا الله در علم به پدیدها بصورت ذهنی که اساس علم حصولی است نیاز ندارد و اگر دانش او از ان طریق تخقق می یافت نیاز پیدا میکرد در حالی که او بی نیاز مطلق است//// دقت به کلام بعدی کنید161//چونهر پدیده ای در هستی و پیدایش خود به هستی پایان ناپذیر افریدگار خود تکیه زده پس هرگز بین افریدگار و ان هستی حجاب و حاءلی را نمیتوانفرض نمود زیرا اوبه درون و بیرون هرچیز محیط ومسلط است) حالا اقای الله یاری این اعتقادات نظام ولایت فقیه در کجای ان وحدانیت ایراد دارد اصلا ایا بین این عقاید و انچه از قران و ائمه رسیده تفاوت وجود دارد؟؟؟؟ ما اگر میگوییم الله همه چیز است نه به این معنا که هرچیز الله است بلکه یعنی همه چیز جزدر محظر اوتوان و ودانش او نیست و همه چیز نشانه و تجلی الله است مثلا امام معصوم تجلی واقعی صفات الله است و الله مجموعه از صفات است مادر است منبع است اول و اخر است یعنی همه چیز از او شروع و به او ختم میشود به نظر من شما درباره مثال موج دریا دچار کج فهمی لجوجانه و عمدی و نفسانی شده اید اقا جان وظیفه شما در کنار عذر خواهی برطرف کردن کدورت و شبهه است اقا جان مردم توان و علم فهم احکام را ندارند شما مسئله وحدت وجود مطرح میکنید؟؟؟ (sale63)

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///





نوشته شده در تاریخ جمعه 93 آبان 2 توسط 63شاعر شهدا 666

بنام الله/// نگهداری از زنان در مقابل گناه و بی حجابی از وظایف مردان انها است البته خود زن وظیفه و تکلیفش هم همین است اما در بعد اجتماعی مرد یک زن باید مسئولیت نگه داری از زن مورد تکلفش را عهده دار باشد ما میرویم در مجلسی که عهده ای از نمایندگان ان صالح نیستند تکرار میکنم صالح نیستند فردا نگویند من حرف سیاسی زدم بازم میگویم صالح نیستد قانون برای حجاب با نواقص بسیار تصویب میکنیم یا اینکه جامعه و افراد افراطی را درست توجیح نمیکنیم بعد تازه که سرمان درد میگیرد مجبوریم بد رقم عقب نشینی کنیم در حالی که نه به ان شوری شور نه به ان بی نمکی باید اول فرهنگ هر امر را ایجاد بعد انرا تکلیف یا قانون کنیم چه درباره حجاب چه درباره مبارزه با بدحجابی///در این قانون اخیر نقش ولی دم یا وکیل یا قیم هز فرد بیحجاب و مسئولیت ان نادیده گرفته شده و زن فزیب خورده و کم بصیرت مورد هجوم قرار میگیرد که این کار غلط است باید از درون خانواده و سرپرست خانواده برخورد را شروع کرد نه در خیابان و میدان/ خیابان و میدان یک جامعه اسلامی جای درگیری و بکش بکش نیست این برای ما زشت است نباید با مردم خود درگیر شویم حتی اگر حرکت این مردم نابجا و درست نباشد بلکه باید توجیح کرد و برخورد ها را غیر علنی و نامحسوس انجام داد نه اینکه جلوی چشم دیگران چون این باعث دلسوزی نابجای دیگران در مورد فرد خاطی میشود و اینجا عامر به معروف ناهی از منکر مورد انزجار قرار میگیرد/// به نظر من برخورد خوب است اما برخورد غیر علنی دلسوزانه ومدبرانه نه از موضع توهین و بی احترامی زیرا هدف در وحله اول ایجاد فرهنگ حجاب مناسب است بعد ایجاد ظاهر حجاب در جامعه زیرا ظاهر حتی اگر درست باشد اما حجاب در باطل زنان و مردان رد شود این فایده ندارد حیف که افراد شایسته کمتر فرصت پیدا میکنند وگرنه جامعه چنین دچار تضاد نمیشد اما مسئله اسید پاشی باید بگویم که هرگز یک مومن واقعی دل و وجدان پاشیدن اسید حتی به صورت یک فاحشه را هم ندارد زیرا مهر الهی باعث محبت او به تمام خلقت میشود هرچند هم که کجرو باشند/// این کار افرادی است در ظاهر ادای مومنان را در می اورند و نان خور به نرخ روز هستند نه خالص القلب/// قلب مومن حتی در جهاد در برابر دشمن و ملحد مهربان و دلسوز است و هرگز از ریختن خون انها شاد نمیشود و تنها مجری تکلیف است نه اینکه برای نفس خود کسی را به هلاکت برساند /// مجازات اسید پاشی که چند بار چنین کاری کرده و سایر شرکاش حبس در کمپ افراد خطرناک است تا مردم از شر انان ایمن باشند ضمنا اگر روزی در توان حکومت نباشد که حجاب در جامعه را نگه دارد از نظر شرعی تکلیفی بر عهده حاکم نیست زیرا همیاری مردم را در بر ندارد اما حکومت وظیفه دارد تا حد امکان شرایط حفظ حجاب را نگه دارد و برخورد های منطقی و قانونی را نیز انجام دهد و این تنها وظیفه حاکم است نه هر کس دیگر حتی مراجع تقلید حق اعمال فشار بر جامعه را ندارند و تنها حاکم شرعی که اکنون ولی فقیه است حق مدیرت فضا را دارد و نباید در کار او دخالت بی جا کرد اصلا نباید با مردم درگیر شد زیرا گربچه ترسد از پدر در می رود////اشتباهی را که کرده تا به اخر میرود(sale63)

کدام بود انکه بر پیکر افرادی که در جهاد به دست او کشته شدند میگریست؟؟؟؟

من توصیه میکنم مسولان درباره مسائلی که در ان مشکل دارند و برای حل ان سردرگمند با افراد شایسته در حوزه مشورت کنند و بگزارند قانون با اخلاق تضاد پیدا نکند/// این جریان ها باعث فرصت طلبی دشمنان و عده ای میانه رو شده که حالا از اب گل الود ماهی بگیرند






نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 93 آبان 1 توسط 63شاعر شهدا 666

بنام الله/// پرسیدید برای اقایمان چه میتوانم بکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم بی پرده و بدور از غلو و لاف میگویم ///// هرکاری که ازم بخواهید میتوانم بکنم/// چه تجربه اش داشته باشم چه نه چه در حدم باشد چه نه چه فکرش را بکنید چه نه /// هرکاری و برایم مهم نیست چه بهایی باید بابتش بپردازم/// من فرزند نسل خواستن توانستن است هستم/// من ازاخرین خاطره ای که به یاد دارم پیرمردی خردسال است که میگویند ناپدری پدرم بوده و در همون سالی که من به دنیا امدم فوت کرد/// از کودکی جز فکر کردن چیزی بلد نبودم هر روز 24 ساعت8 ساعتش کارم فکر کردن بوده /// سال اول دبستان معلم پرسید شغل اینده چیه؟گفتم:رفسنجانی//// اخه اون روزا ایشان رئیس جمهور بودند/// هر روز از خردسالی تا پیری و مرگم را در نوع های مختلف مرور میکردم یکبار مهندس میشدم بار بعد تاجر بار بعد راننده بار بعد ورزشکار هردفعه هم یک رشته و از روحانی بگیر تا ارتشی تا هر چه که دلتان بخواهد با جزئیات هم زندگی خود را مرور میکردم از نحوه بزرگ شدنم تا ازدواجم تا حتی چتور پول جمع کنم ماشین بخرم تا خونه خریدنم هر بار هم یک خونه و یک ماشین جدیدتر/// ته تمام زدگی هایم همه چیز را برای برطرف شدن رنج دیگران و یا سربلندی کشورم و دینم خرج میکردم اولین بار هنگام خدمت سربازی به فکر سرباز امام زمان شدن افتادم؟؟؟ اما عجیب هرگز قادر نبودم با ذهنم حرکت کنم گیر کرده بودم من متخصص ساختن دنیاهای خیالی شده بودم اما نمیشد این دنیا جدید را حتی برای یک ساعت پیش ببرم تمام راه ها بسته بود و دیگر تمام خیالات و رویا پردازیها به اتمام رسیده و دیگر نمیشد با خیال زندگی کرد من متوقف شدم و از ان روز نمیدانم خیال به واقعیت گرایید یا من واقعی وارد خیال شدم؟؟؟؟؟ دیگر هیچ چیز در اختیار من نبود دیگر من من نبود مسیر زندگی من عوض شد مثل کسی که یکباره توفانی از راه برسد و او را با خود ببرد و در سرزمینی غریب اما اشنا بنشاند من نه شبیحه بچه مومن ها هستم نه تا ان لحظه مسجد رفته بودم نه بسیجی بودم هرچه بودم بد هم نبودم اصلا به نظر من بد نباشید خدا شما را به خود نزدیک میکند این ساده ترین راه تقرب است///حالا من هیچ برنامه ای برای اینده ندارم البته زندگی عادی ام را انجام میدهم و فعالیت زیادی هم برای خانواده ام دارم اما طلب چیزی در اینده ندارم هر کار بگویند برای امدنت میکنم مهم نیست از پس ان بر ایم یا نه مهم این است که دیگر به نتیجه اش نباید فکر کنم چون هدف تویی و راه را تو نشان میدهی کارها را خود تو میکنی نه دیگران ما و من فقط وسیله هستیم تو مغز و ذهن و فاعلی تو همه چیزی جز تو من نیست و من جز تو کسی نیست تو باشی من هستم و نبودن تو قابل تصور نیست باید به تو رسید باید با تو بود همیشه و هرجا و در هر دنیا و هر زمان تو تمام ذهنی تو تنها راهی و تنها مقصد و جز رسیدن به تو چاره ای نیست.چاره تویی درد تو و درمان نیز تو هستی.توغروب به امید طلوع و طلوعی بدون غروبی تو سرتاسری تو تجلی صفات حق و واضح ترین تکاملی .برای امدن تو باید به سوی تو امد.برای دیدن تو باید چشمها را لیزری کرد و جز به سمت تو جایی پراکنده نشد با تو تمام علم اینجاست و بدون تو علمی وجود ندارد تو منطق تو برهان تودلیلی دلیل خالق برای خلقت و دلیل خلقت برای خالق... تو مجموعه هستی تو یگانه راه هدایتی/// راه راست تویی نعمت تویی و در هرکلام قران تویی اینجا تویی قران اینجاست و من چیزی نگفتم جز انچه از تو می اید تو سبب برای سخن و هدف برای حرکتی تو تو تو تو تو تو تو و چون تو در این سخن هستی من هم هستم همه هستن قلبها برای تو میلرزند و تو بالتر از هر چیز پس از الله هستی و تو می ایی همین زمان می ایی برای سجده در مقابل معبود این ندای الله اکبر است که تو را صدا میزند تا بیایی برای نماز و ما همه پشت سر تو ایم هرجا که باشیم و هرگونه که باشیم وقت نماز است

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 93 مهر 29 توسط 63شاعر شهدا 666
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin