سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
دره کوچک///قاف در بقا
برای مهدی

/////////////بنام الله/// امروز در حالی که ما اقدام در خور شانی در مبارزه با تهاجم فرهنگی یا همان سیاست اندلسی کردن ایران نداریم و تنها به شهار دادن اکتفا داریم و همه هم برنامه دشمن را میدانیم و هم راهکار مقابله با انرا اما قادر به پیاده سازی راه کارها و جا انداختن ان در جامعه نیستیم چه سودی دارد ///برخی کارها فقط بدست صالحان قابل انجام است یعنی فقط افرادی که به درجه اعتماد الهی رسیذه اند توان اجرا و تکامل ان برنامه را دارند و تنها دانستن و شعار دادن و به در و دیوار زدن کافی نیست باید چهارچوب را درست کرد//// تا زمانی که خود مسئولان و مدیران و انان کمه از طرف مردم بر پستی تکیه زده اند و یا منتخب وکلای مردم هستند و زمام امور اجرایی و قانونی در اختیارشان هست خود دچار فساد و در دام اندلسی دشمن قرار دارند چه امیدی به بهبود وضعیت جامعه باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ اما نگرانی زیاد از حد هم برای من قابل درک نیست یادمان نرود که چراغی که الله روشن کرده خاموش شدنی نیست /شاید چند صباحی فضای جامعه ما را و ظاهر جامعه مارا بتوانند با این تهاجم دقیق و متفکرانه الوده کنند اما با دلهایی که به نام حسین و علی مزین شده چه میتوانند بکنند؟؟؟؟ دختران منحرف و پسران منحرف ما به الله قسم دلهایشان از مومنان انان به الله نزدیکتر است/// ژن و خون ما مزین به محبت اهل البیت شده و این انحرافات ظاهری و پیگیری وسوسه های روزمره نمیتواند باعث دوری ما از اعتقادات شود/// روز 22بهمن کدام مردم با جمعیت میلیونی به حمایت و بیعت با رهبری به خیابانها می ریزند ایا همان مخاطبان روزمره بی بی سی و فارسی وان و جیم و من و تو نیستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کدام دختر فاحشه و یا پسر جنایتکار ما جرات دارد که در خلوت و تنهاییش کوچکترین اهانتی به نام الله که بر برگه کاغذی نوشته شده باشد بکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عزیزان من من برادر کوچکتر شما هستند یادمان نرود به کلام زیبای امام خمینی که فرمود جوانان ما از عشرت کده ها و میکده ها بیرون امدند و انقلاب را سامان دادند و طاغوت را نابود کردند؟ این وعده الله است که از هر جا دشمن برعلیه ما بشورد از همانجا نابود خواهد شد قسم میخورم قسم میخورم قسم میخورم مطمئنم که همین جوانان به ظاهر منحرف و نامطلوب امروز جامعه ما شهدا و رزمندگان و جانبازان سپاه صاحب الزمان خواهند بود فقط باید کمی مراقب خودمان باشیم مراقب برخوردمان با انان باشید انان دسته های شمشیر اسلامند محبت الهی در دلهای انان هست و خواهد بود نگران نباشید با مدارا و صبر و محبت دلهای انان را در دست داشته باشید نیازی به قهر و دوری از انان نیست انان به مانند اب برای درخت انقلابند/// بدبینی و ترس از اینده انان کمب اغراق امیز است خون حسینی و ایرانی انان همان خون در وجود و پیکر امام انان است ما وعده الهی داریم ما وعده شده ایم از چه بترسیم؟؟؟؟ ما باید بیشتر باید مورد توجه مان مسئولان و مدیرانی باشند که امور مردم در دست انان است تا عدالت بهتر اجرا شود//// من فرزند دره کوچک از میان همین مردم دلم به قلاب صید امام زمان گیر افتاد من میان همین جامعه منحرف و به ظاهر نامناسب بزرگ شدم و زندگی کردم دوروبرم همینها بودند و همیشه در چشم همین جوانان و پسران و دختران جز شهادت و رستگاری و یاری امام چیزی ندیدم/اتفاقا یکی از اهداف دشمن دودسته کردن جامعه به قشر مذهبی و غیر مذهبی می باشد/ ما یک ملت واحد و یک اعتقاد واحدیم پستی بلندی داریم اما همه فرزند انقلاب و مذهب راستینیم/ شیعه و سنی داریم اما همه حق جو مقاومت طلب و ازادی خواه وبیگانه ستیزیم///اختلافات ما در مقابل همخونی وهم دلی و تمایلات و اعتقادات ما به مانند قطره در دریاست/// خوب و بدمان را باهم خریده خدا/// برادری و برابری شهار ما باید باشد/// وحدت راز مقاومت و قدرت است/// البته باید در جهت اصلاح امور امت و همچنین بهبو.د وضعیت تلاش کنیم اما مدبرانه و صبورانه و تن به نسخه های زودگذر و واهی ندهیم

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 93 اسفند 11 توسط 63شاعر شهدا 666

                                /                            /بنام الله/// سلام/// میخواهم امروز راجب مسئله رهبری در اینده سخن بگویم///  اولا به امید خدا که رهبری حضرت ایت الله خامنه ای تا ظهور امام زمان عزیز ادامه داشته باشد اما اینده نگری و برنامه ریزی امری اجتناب ناپذیر است و باید همیشه اماده روبرو شدن با شرایط مختلف بود/// یکی از مسائل روز جامعه سیاسی امروز ایران جانشینی رهبری ایست با توجه به بالارفتن سن رهبر این نگرانی عقلی و منطقی است اما انچه امروز ما شاهد ان هستیم  این است که برخی از مقامات کشور در فکر شورایی کردن رهبری هستند/ میخواهم امروز به این مسئله بپردازم هم شرایط انرا بگویم و هم عواقب و افات انرا/// نخست میخواهم به اعتقاد خودم از سیاست و حکومت داری اشاره کنم /به نظر من همیشه باید یک نفر در راس حاکمیت باشد باید یک نفر سررشته و به عنوان محور قرار داشته باشد کسی که از نظر علمی و اخلاقی و فظیلت نسبت به دیگران والاتر و در زمره دانشمندان و برترینها باشد یا برترین امت خود باشد یا از برترینها باشد کسی که ظعفهای او ناچیز و نقاط مثبت او بسیار باشد بر نفس و تقاظاهای درونی خود غالب باشد امیر خود باشد باید بری از نفوذپذیری و هراسهای بیجا باشد استوار و محکم باشد هم ظریف و لطیف باشد هم مقدتر و خشن هم صبور و مقاوم باشد/ انسان شناس باشد و خود شناس//// تمام اینها را اگر دنبال کنید به امام معصوم میرسید اما اکنون که معصوم در غیبت بسر میبرند چی/؟ باید ه کسی برسیم که به عصمت نزدیک باشد منظورم لزوما شیعه و یا فقیه نیست بلکه حتی در جوامع غیر مسلمان و ملحد هم وجود چنین شخصی در راس امور لازم است خواه نام ان پاردشاه باشد یا رئیس جمهور یا امیر یا رهبر یا ولی فقیه اینها مهم نیست مهم در راس بودن شخصی که به کمال انسانی نزدیک باشد هست/ در ملت اسلام فقیه جامعه شرایط و در جوامع غیر مسلمان دانشمندی انسان محور و عادل واخلاق گرا/// در کل وجود فردی در راس امور از واجبات حکومت است/// اما اینکه میخواهند شورا تشکیل دهند به این بهانه که فرد شاخصی برای نشتن در جایگاه رهبری وجود ندارد یا اینکه بر سر ان توافقی وجود ندارد این کار دارای افات بسیار خطر ناک است/// اینکه 5نفر در راس قرار گیرند یعنی دیگر راسی وجود ندارد بلکه یک کلاف با چند سررشته به وجود می اید که موجب سردرگمی خواهد شد اولا تقدس حاکمیت در بین عوام از بین میرود این خطر اول/دوم اختلاف بین اعضای شورا در تصمیمات مهم امری عادی خواهد بود که عواقب غیر عادی در پیش خواهد داشت و موجب اختلاف در سطوح مختلف جامعه خواهد شد. /سوم اینکه موجب تجزیه قدرت و افزایش حزب گرایی و جریانات افراطی و خودسر خواهد شد///چهارمموجب نگرانی مردم و چند دستگی انان خواهد شد /قطعا موجب نارضایتی ودرماندگی دو نفر از اعضای شورا در مقابل سه نفر دیگر خواهد شد و موجب بالارفتن ضریب انحراف و درگیری ///   موجب عقب کشیدن عناصر مطلوب از قدرت و گرایش عناصر نامطلوب به قدرت خواهد شد///  افات زیاد است که مجال ان نیست اما به نظر بنده در شرایط کنونی کشور وجود یک رهبر واحد به عنوان محور مناسبتر است و اما از انجایی که کمی مشکلات برای ادامه این نوع حکومت وجود دارد از فتنه ها گرفته تا شرایط اقتصادی و سیاسی و اجتماعی من یک راهکار دارم و ان اینکه دو راه پیش رو میباشد و من این دوراه را به رهبر عزیز پیشنها میدهماول اینکه باید از هم اکنون جانشین رهبری مشخص و عالنا اعلام گردد و این شخص بهتر است مقبولیت عمومی و در بین خواص نیز جایگاه داشته باشد و اینکه با مشخص کردن این فرد به کسب قدرت و جایگاه و مقبولیت به او کمک کرد و او و جامعه را اماده عبور از یک پیچ کرد/// در حال حاظر اگر رهبر عزیز فوت کنند هیچ فردی در کشور صاحب مقبولیت و تقدس لازم برای رهبری نیست و باید با درایت لازم ظمینه سازی نمود///ظمنا وجود خواص منحرف و فتنه جو اجازه چنین امری را نمیدهند و از به قدرت رسیدن فرد خاصی جلوگیری خواهند نمود پس باید این فرد زیر سایه رهبر کنونی قرار گیرد و جامعه و شرایط مهیا برای پذیرش وضعیت اینده باشد////مشخص شدن رهبر اینده از هم اکنون موجب گرایش جریانات به سمت ایشان خواهد شد و روز به روز مردم نیز ایشان را در دل خود قرار خواهند داد/// شاید کمی روش من دیکتاتورگونه به نظر رسد اما جذب جریانات و به دست اوردن قدرت و جایگاه مستحکم از ملزومات رهبری برای هر امت است///اما اینکار باید با برنامه ریزی دقیق و درایت کامل صورت گیرد تا خدایی ناکرده موجب تشنج و سواستفاده عده ای نشود///سعی شود رهبر اینده جوان باشد زیرا هرچه ثبات زمانی برای نفر اول حکومت بیشتر باشد ثبات سیاسی و اقتصادی و اجماعی بیشتر خواهد بود و زنده بودن و پیشرفت در گروی ثبات است/// ظمنا از شاخص های یک رهبر نیکو وجود اصحاب وفادار است///وفاداری نه اینکه تا زمانی که حرکت و تصمیمات رهبر باب میل و اعتقاد کسی باشد ان فرد به او وفادار و از اصحاب او  باشد نه بلکه یعنی به مانند سلمان برای نبی و یا عباس برای حسین و مالک برای علی باشد/// دیدید که چگونه با کوچکترین اختلاف رای بین رهبر و یکی از روسای جمهور که به ولایتی بودن شهره بود مسیر اندو تا مدتی از هم جدا شد؟اگر ان فرد مالک اشتر بود یا سلمان هرگز ان اختلافات بروز نمیداد///                  در اخر دعا کنیم رهبر پرچم انقلاب را بدست امام زمان دهند که این دور از دسترس نیست اما اماده هر وضعیتی هم باشیم تا شبیه خون نخوریم با سپاس






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 93 اسفند 6 توسط 63شاعر شهدا 666

بنام الله/// شناخت ما از خصوصیات قبض روح تا چه اندازه است/؟؟ ایا قبض روح یک واقعه منطقی و مستدلل است یا اعجازی در این کار وجود دارد///    تا بنجا که من متوجه هستم روح و جسم در هم تنیده هستند یعنی در درون هم و برون هم جریان دارند هرکدام با دو ستختار متفاوت اما متناسب با یکدیگر///  روح انسان وجودی گسترده و نامحدود و لا زمان است روح جاودانه و ابدی و در واجع به معنای من وجود دارم هست    هر انچه حس بودن دارد موجود است  اما انچه ما به عنوان روح یار در کالبد خاکی داریم درواقع روان است روان از زوایای روح است و انچه در هنگام قبض روح از کالبد مجزا میشود روان است///    شما یک لیوان چای که با شکر شیرین شده را تصور کنید قرار است چای و شکر انرا مجدد از هم جداسازی کنید حالا تصور کنید ان شکر یک موجود زنده و دارای احساسات است ایا این جداسازی موجب عذاب و رنج او خواهد بود؟؟؟؟؟ قطعا روح ما به منزله همان شکر میباشد که باید از کلبد بیرون کشیده شود/// من کاری به استثناعات ندارم اما میخواهم قبض روح عرفی را کمی باز کنم///   بیرون کشیدن روان از جسم نیاز به مقدمات دارد تا حالا با واژه های بی هوشی و کما و اغما اشنا شده اید؟؟؟؟  با واژه مرگ چطور؟؟؟  بسیاری از ما گمان داریم که مرگ همان خالی شدن جسم از روح می باشد اما این غلط است در واقع مرگ نوعی حالت است////   روح و بدن انسان توانمندی های غریزی فراوان دارند که به هنگام احساس خطر سریعا به واکنش لازم اقدام میکنند و بدترین و سخت ترین خطر برای این دو در دنیا قبض روح است پس اگر قبض روح به طور انی و بدون مقدمه قرار باشد صورت بگیرد موجب واکنش روح و جسم میشود و جداسازی میسر نمیشود/// پس نیاز به خنثی کردن توان مقابله و مقاوت هست/// مرگ درواقع حالتی می باشد که در ان وضعیت روح و جسم توانمندی خود را برای واکنش در مقابل قبض روح از دست می دهند چیزی شبیه بی هوش کردن برای عمل جراحی یا مثل کسی که دست پایش را بسته اند و در دریا رها کنند خوب هیچ توانمندی برای واکنش وجود ندارد/// پس مرگ یک حالت می باشد که در چنین حالتی قبض روح میسر است و روح جز صبر و عذاب چاره ای ندارد این برای همه موجودات مقدر است و راه فراری نیست////   اما گاها عمر عادی یک نفر پایان نیافته اما بر اثر حوادث و وقایع دچار تخریب جسم میشوند مثلا فردی بر اثر سانحه رانندگی مغذش نابود شده خوب این فرد دیگر قادر به برقراری رابطه بین روح و جسم نیست پس اورژانسی به برزخ منتقل می شود/// البته یک استثنا وجود دارد و ان شهدا هستند در واقع شهدا حسی از قبض روح ندارند یعنی اینکه حتی تا لحظاتی پس از شهادت متوجه خروج روح از جسم نمیشوند و اصلا احساس یک مرده را ندارند بلکه مانند زندگان هستند اینها یا از روی کرامت الهی از قبض روح عادی بخشوده شده اند یا اینکه پس از رجعت قبض روح را بده کار الله هستند به هر حال الله اعلم






نوشته شده در تاریخ شنبه 93 بهمن 18 توسط 63شاعر شهدا 666

بنام الله/// در ادامه مبحث حکومت ظمینه ساز به مواردی کلیدی اشاره میکنم/// از دیگاه من چهارچوب حکومت از افراد مهمتر است یعنی افراد کاربلد تنها در صورت مهیا بودن ظمینه و چهارچوب درست و استوار قادر به برپایی عدالت و حکومت عادلانه هستند/// منظورم این است که صرف نشستن یک فرد صالح و عالم و یا حتی معصوم موجب تعالی حکومت نمیشود همانگونه که به علت نبود همین چهارچوب دیگر ائمه شهید قیام نکرده و حکومت داری ننمودند/// دوران حکومت امیر المونین و امام حسن نمونه بارز این نابسامانی بوده///   اگر اکنون که ما حکومت را از طاغوت پس گرفته و به علما داده ایم و حتی به امام زمان میدادیم باز هم انچه مدنظر بوده به وقوع نپیوسته و یا سرعت و کفیت حرکت به سمت تعالی کند بوده دلیلش همین نبود ساختار و چهاچوب حکومتی می باشد/// همه میدانیم به جز اشاراتی از ائمه  احکام حکومتی و مدیریتی به شکل صریح به ما نرسیده /// سوال اینجاست ایا ائمه ما را از حکومت در عصر غیبت معاف کردند و یا اینکه در بیان این احکام بخل ورزیدند/// پاسخ ساده است خیر بلکه تمام احکام حکومتی در سیره و کلام الله بیان شده و چهاچوب به سادگی قابل استخراج از قران و سیره معصومین است///    به عقیده من مشکل همینجاست یعنی ما تا کنون نتوانسته ایم به یک شکل حکومتی اسلامی دست پیدا کنیم/// در سالهای نخست انقلاب این سیستم کنونی درست و به موقع بود اما این ساختار حاکمیت که متشکل از یک سیستم انتخاباتی وپارلمانی به سبک دموکراسی غربی می باشد دیگر پاسخگوی نیاز یک دولت ظمینه ساز نیست بلکه به مانند تمام امور دیگر ما باید یک ساختار بومی و اسلامی ترتیب داده که بهع عدالت و اخلاق نزدیکتر باشد و نمونه بارزی برای دولت امام زمان گردد///     سیستمی که انقدر پاسخگو باشد که حتی  دشمنان نتوانند بر ضدیت با ان به تشویش افکار بپردازند/// باید ساختار حکومت به گونه ای تعریف شود که هر بی سروپا و عوام فریبی و مال اندوز و شهرت طلبی نتواند به سادگی از فیلترهای مدیریتی عبور و صاحب جا و منصب شود/// باید میز برای مکاران و دنیا طلبان کابوس باشد نه رویا/// نباید راه رسیدن به منسب و مقام از در چاپلوسی و فریب و ریاکاری باشد بلکه باید از طریق کشف وجسارت باشد باید مسولان کشف شوند نه اینکه خود با هر ترفندی به صندلی ها نزدیک شوند///  نباید سیستم به گونه ای عمل کند که ظمینه اختلافات بین خواص به اسانی فراهم گردد و اختیار رفتاری مسئولان خارج از کنترل باشد/// باید نظارت و سلامت و امنیت در صدر امور باشد/// در یک نظام الهی امور اجرایی باید دردست جوانان و امور برنامه ریزی و ترسیم قانون و اینها دست بزرگترها باشد زیرا انسان مسن و میانسال فارغ از جسارت وبی پروایی ایست اما جوانان دل و جکر دارند و اهل حرکت و پرشند اما پیران ذاتا محافظه کار و محتاط هستند/// برای ظمینه سازی ظهور باید بستر فراهم شود نادیده گرفتن این مطالب و اهمیت ندادن به اینها تنها دور شدن از سعادت را در پیش دارد///   همه ایرادات را میدانند همه راه حل هارا نیز میدانند اما چند افت مسدود کننده این تحول است و ان عبارت است از ؟1/تحولات ابتدایی برای اماده سازی کشور برای تحول اصلی/2/نبود عناصر مطبوع یعنی صالحان و جوانان در امر تحول سازی؟3/بی اعتنایی و ظعف باور در برخی افراد؟4/برداشت خلاف واقع از امور روز و امثال اینها که کم نیست/// به هر حال این گره باید بدست اهلش باز شود و در این راه نه دشمنی و نه تقابل بین مردم و مسئولان هست بلکه یک حرکت حرفه ای ایست///  درگذشته مردم در خیابانها جامعه را متحول میکردند زیرا کاسه صبر یک امت لبریز می شد اما دیگر این راه پاسخگو و درست نیست بلکه باید تحول را حرفه و در صحنه مدیریت و سیستم ایجاد کرد نیازی به براندازی و یا زدیت با یک دولت و حکومت نیست بلکه نیاز به همگرایی و حرکت اصلاحی متحدانه است نیاز به حمایت و دوستی واعتماد است/// اصلاحات دیگر از جنس افول و غرب گرایی وسرکوب دیگران نیست بلکه در جهت یکپارچگی و قدرتمند سازی ساختار است نه براندازی ان///    انقلاب 57به عنوان یک حرکت و انقلاب ابتدایی برای رسیدن به حرکت نهایی و انقلاب جهانی امری مهم و به موقع بوده اما محدود کردن ان یا مسکوت گذاشتن این حرکت موجب انحراف و صوق به سمت سقوط می شود////     ما تعریف درستی از ترکیب جمهوری و اسلامی هنوز نداریم و نتوانسته این یا نگذاشته اند  حرکت انقلاب را ادامه دهیم ///من برای رفع شبهه میگویم به اعتقاد من جایگاه رهبری و ولایت فقیه در سیستم ما هنوز به اعلا و تعالی خود نرسیده و باید انرا مقوی ومحکمتر نمود/// جایگاه صلحا و علما و جوانان هم به اعلا نرسیده /// ما حتی گاها به دلیل انحرافاتی که بنام مدرن شدن بر جامعه تحمیل شده در اموری از شعارها و ارمانها دور شدیم ما هنوز تعریفمان از نقش زنان در جامعه غلط و حرکت ما در برخی امور روبه انحراف است نه روبه عدالت و ازادی/// نقش زن و مرد در یک جامعه باید متفاوت باشد نه به هم به زور و از روی هوای نفس نزدیک شود///  امور تربیتی سلامت و مدیریت خانوداه و انچه به تعلیم و تربیت و پرورش روح و جسم جامعه مربوط است میتواند مکان مناسبی برای صوق دادن زنان در ان باشد اما امور اجرایی و عملی ورهبری ومذهبی نباید تقسیم بندی برابر ودر بند خودسری وزیاده خواهی شود/// تعامل با دنیا نباید دستاویزی برای انحرافات داخلی شود///   ما یک جامعه مسلمان هستیم ایرانی بودن و لر یا کرد و فارس بودن نباید معیاری برای جامعه تلقی گردد///   در کل خواستار تغییر و تحول در سیستم هستم چند وقت پیش رهبر عزیز اشاره به نظام پارلمانی کرد که به عقیده بنده پیشنهاد دهنگان این امر به ایشان عواقب انرا درنظر نداشتند یا متوجه نبودند و یا به هر دلیلی /// من با نظر رهبر برای تحول سیاسی و اداری موافقم اما باید عجله نکرد و با دوراندیشی اقدام به یک ابتکار اسلامی زد نباید از چاه به چاله رفت///   ان شالله  به اراده الله این پیچ تاریخی نیز سپری خواهد شد و سربلندی اسلام و جامعه شیعه زیر سایه علما وصالحان و ولیه فقیه و امامت و الله واقع خواهد شد[/size][/color]






نوشته شده در تاریخ شنبه 93 بهمن 11 توسط 63شاعر شهدا 666

بنام الله/// ما نماز میخوانیم روزه میگیریم و خمس و ذکات هم پرداخت می کنیم گناه نمیکنیم اما یادمان رفته که بندگی تنها در اینها نیست بلکه اینها تازه مقدمه بندگی ایست/// ظواهر دین برای نظم وتزکیه نفس است و کمال دین محسوب نمیشود /// مسجد پادیگاه اماده سازی برای عروج است نه سر منزل اعمال/// تازه بعد از رسیدن به تمام این مراحل یعنی نزدیک شدن به عصمت .عبادتهای اصلی و بندگی اصلی اغاز میشود/// عصمت نقطه اغاز است شروع تقرب و تعالی/// عصمت مجوز حرکت در مسیر عرفان و فناالله شدن است ////باید از دنیا سیر شوی تار نباشی اما دلبستگی نداشته باشی باید از خودیت و منیت و ماییت رها شوی باید بالهای روحت به پرواز دراید اسمانی شوی تا بفهمی که لمس الله چه حسی دارد/// انگاه نمیتوانی الوده باشی نمیتوانی ظلم کنی نمیتوانی بی عدالتی کنی باطنت و ظاهرت ب وحدت میرسند/// انگاه پا جای قدم امام می نهی مسیرت با امام یکی می شود.فعلت فعل امام می شود زیرا تو به وحدت روح رسیده ای به نقطه اتصال روحانی جایی که تمام ما یکی میشویم در عین اینه مکثریم روح یکیست اما مکثیر است و این کثرت تکرارهستی نام میگیرد ما در موجودیتی مکرر و دنباله دار سیر میکنیم نه دوری وجود دارد نه پایانی نه از اغاز دور می شویم و نه به پایان می رسیم ما هستیم و هستی هست و نیستی نیست///خلقت ایات و جلوه معبود است باید جز او وجودی را مصور نباشیم تا مقرب شویم درک اینها سخت است اما همین است اینکه ما از خود استقلالی نداریم او نباشد ما نیستیم و چون او همیشه بود و هست پس نیستی وجود ندارد او اول و اخر است زیرا نه اول دارد و نه اخر او مکرراست دائم است و ما از او اغاز شدیم و در بی انتهای او ادامه خواهیم داشت/// ای مومنان ظواهر دین راه وصل به باطن دین است بین ظواهر و باطنها مرز گذاری کنید از ظواهر استفاده کنید تا به خود شناسی و بهره وری برسید ظواهر ارزش غم و غصه خوردن ندارد سخت است اما رنجش ندارد چشم بر دنیا ببندید و چشم اسمانی اختیار کنید///ظواهر زود گذر است دنیا محل سختی و ازمون است انرا پشت سر گذارید برایش اشک نریزید و برایش شاد نشوید وقتی در وجود معبود غرق شوید شادی شما ابدی خواهد شد رستگاری و سعادت از دید شما چیز دیگری خواهد شد به مقام سلمان می رسید به مقام المدار کربلا خواهید رسید میشوید یک نمونه بارز از امام خود //// اینها که میگویم نه اینکه خودم این مسیر را طی کردم بلکه تازه دارم راه را پیدا میکنم به قول خودم/// در راه رسیدنم به تو می لنگم.با چاله و چوله های دل میجنگم/

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///





نوشته شده در تاریخ شنبه 93 بهمن 11 توسط 63شاعر شهدا 666

بنام الله/// سلام دوستان امروز قصد دارم یکی از اسرار مرگ را به شما نشان دهم///مرگ در عالم خواب چگونه رخ می دهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟///گمان نکنم تا حالا جایی شنیده باشید یا دیده باشید اما من افشا میکنم زیرا به راز داری نیازی ندارم نه غیب گو هستم نه کشف و شهود در کار است نه ارتباط با موجودات فرا طبیعی و نه حتی خواب دیده ام بلکه از راه دیگر به مطلب میرسم که رازداری از شروط ان نیست///ابتدا بگویم که این معما بعد از حل شدن چنان اسان است که نمیتوانی انرا منکر شوی یا اینکه برای ان ردی بیاوری و حتی لبخند  جهالت بر لبت خواهد نشست///اماده ای؟؟؟فقط باید برای مفهوم بودن درک شما باید چند مثال بزنم که کمی خارج از عرف است و بابتش عذر میخواهم ///تا کنون شده تو در حال انجام عمل زناشویی در عالم خواب با انسان یا حیوان یا هر شی دیگر دچار انزال شوی؟؟؟؟بعد که از خواب برخواستی ببینی واقعا خودت را خراب کردی؟؟؟؟؟یا اینکه در خواب ادرار کنی و ببینی واقعا لباست خیس شده؟؟؟؟حالا کمی نزدیک شویم/تا کنون شده تو خواب نقطه ای بدنت ضربه ببینی بعد از بیداری تا مدتی درست همان نقطه دچار درد واقعی باشه؟؟؟؟پاسخ تمام این سوالات بله است ///گمان کنم به حقیقت نزدیک شده اید و حدس زدید جریان چیست////   تا حالا شده از ارتفاء در خواب پرتاب شوید؟؟؟ یا اینکه کسی به سمت شما شلیک کند یا اینکه تصادف کنید درست در لحظه اخر که قرار است به زمین بخورید یا تیر به سر و قلب شما بخورد از خواب می پرید/درسته؟؟؟؟اصل جریان همینجاست اگر ان لحظه اخر از خواب نپرید به احتمال زیاد دچار مرگ تلقینی می شوید و به عالم برزخ خواهید رفت////حتما تعجب کردید یا اینکه میگویی خوب خودم هم می دونستم اما تو نمیدونستی و تازه میفهمی اه چه اسون بود.///درواقع تلقین در خواب موجب وقوع می شود یعنی وقتی شدت تلقین بالا باشد شما دچار توهم خیال یا عبور از مجاز میشوید///  شما وقتی در عالم خواب بر اثر یک حادثه میمیرید این مرگ به همان طریق مثال های قبلی بر شما وارد میشود و صبحی درکار نیست//////اما دلیل ان راه هایی پیشگیری////   اصلا با شکم پر نخوابید/// اگر روز شلوغ و پر هیاهویی داری و احتمال دارد کابوس ببینی حتما از ارامبخش استفاده کن//// استرس فکرهای منفی واضطراب را از خود دور کن/// چربی و شیرینی پیش از خواب استفاده نکن حتی گوشت حیوانی شب نخور/////  میخوام یه شیطنت کنم تا حالا دیدی برخی ها با یک خواب کاملا متغیر می شوند یا اینکه انسان دیگری میشوند مثلا یکباره عاشق میشوند یا مومن میشوند؟؟؟ این به همین طریق است و از اثار مثبت خواب ها می باشد/// خواب های چنینی برای شما از الله میخواهم 






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 93 بهمن 6 توسط 63شاعر شهدا 666

بنام الله/// از عزیزانی که با سخن من مخالفا میخواهم کمی تامل کنند و ندای درونشان را قاضی قرار دهند/// یکی از اعتقادات برخی ما درباره امر فرج مولا این است که ایشان برای انتقام خون امام حسین و حضرت زهرا مادر سادات خواهند امد و طوری این مطلب را در صدر شاخص های این امام گرامی قرار میدهیم که گویا هدف ایشان از غیبت و ظهور تنها رسیدن به این انتقام است در حالی که چنین نیست ///هدف اصلی و بنیادین در واقع نه گرفتن انتقام بلکه دنبال کردن مسیر قیام امام حسین عزیز است/// در واقع امام حسین که با شعار اصلاح امت و امر به معروف قیام نمود به دنبال تعالی حق و ظلالت باطل بوده و وظیفه امام زمان نیز همین است یعنی اصلاح امت/// کدام امت؟ امت واحده اسلامی که عموم مردم جهان بدان ایمان می اورند/// شما وقتی به صد برسید نود نزد شماست/// عدالت و زادی انسانی و رسیدن مقام زندگی دنیوی به کمال در عالم زمینی و اسمانی این هدف امام زمان است که منجر به شکست شیطان و غرور و ادعای کاذب او میگردد/// هدف مهیا شدن عدالت و ازادی برای تقرب و رسیدن به مقام شکر و رضا می باشد/// البته اری قطعا ایشان انتقام خون امام حسین و حضرت زهرا را نیز می گیرند اما محدود کردن شاخصه های این امام بزرگ در عصری که ارتباطات جهانی اگاه سازی را اسان نموده زیان اور است زیرا انانکه هنوز مسلمان نیستند و در جوامع غیر دینی زندگی میکنند از دریافت بدون ظمینه این شعار دلهره و هراسان می شوند و به جای جذب منجر به دفع می گردد/// خواهشمندم بیشتر روی شاخصه های رحمانی و عدالت محوری و حکومت متکامل و ازادی خواهی جریان ظهور تبلیغ کنید

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 93 بهمن 5 توسط 63شاعر شهدا 666

: ایران امروز ایران فردا

بنام الله/// در ایران امروز دو طیف سیاسی اصلی دئر نظام صاحب جایگاه هستند یکی طیف اصولگرا و دومی اصلاح طلب/// یک پرسش پیش می اید اگر حکومت ما بر مبنای اسلام است ایا وجود دو اندیشه و دو برداشت از کشور داری امری درست یا غیر منقول است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باید نخست ما با اصولگرایی و اصلاح طلبی اسلامی اشنا شویم تا راه روشن شود/// نخست درباره اصول گرایی اسلامی اینکه در اسلام مجموعه اعتقادات و قوانین و احکام و تکالیفی وجود دارد که در امر مطلق هستند و ثابت/ یعنی نمیشود انان را با توجه به مصالح روز وحوادث جاری تغییر یا مورد اصلاح قرار داد///حالا اصلاح طلبی اسلامی چیست. به تمام امورات و احکام و تکالیفی که تغییر و یا تحول در انان متمایز و در مقابل اصول و کلام الله نباشد یعنی برداشت به روز از دین و مذهب/// به عقیده من در هیچکدام از دوحالت ذکر شده ملی گرایی و قوم گرایی و مصالح فردی و حزبی جایی ندارد بلکه هر دو باید در خدمت اسلام باشد.ما پیش از انکه ایرانی باشیم مسلمانیم زیرا ما پیش از عالم دنیا ایمان داشته ایم و وجود اسامی و سرزمینها معیارهای دنیوی هست نه بشری و اعتقادی زیرا تمام زمین ملک الله می باشد/// انچه امروزه در ایران بنام اصولگرایی وجود دارد بیشتر یک جریان سیاسی و حزبی است و انچه بنام اصلاح طلبی نیز می بینیم باز هم یک جریان سیاسی است در عین اینکه هردو دغدغه اسلام و کشور دارند اما هردو ناقص و کمی منحرف از اصل اسلامند/// این به معنای رد این وضعیت نیست بلکه ما موظف به نزدیک شدن به اسلام واقعی و بی انحراف هستیم و جریان تکامل سیاسی باید مستمر ادامه یابد/// به نظر من همانگونه که به اراده و تدبیر الله اسلام در طی سالیان به تکامل رسید باید پیاده سازی ان نیز طی مدت معینی به تکامل برسد و پیش از ظهور حضرت قائم وظیفه ما ادامه حرکت در این روند است/// اینکه ما کامل نشدیم ایراد نیست ایراد زمانی هست که ما از مسیر تکامل منحرف شویم و اینکه با معیارهای دنیوی و منافع دراز مدت ملی و کشوری سعی تنها در نجات خود داشته باشیم و به اصول اعتقادی اندیشه ناب شیعی پشت پا بزنیم این انحراف است/// ما باید در جای خود اصلاح طلب و در جای خود اصولگرا باشیم اما مطلق طلقی هرکردن هر کدام انحراف است ما باید هم نرمش داشته باشیم هم استواری/// دشمن شناسی و خودشناسی راز بقای سیاست است/// ما باید تحلیل درستی از وضعیت روز و اطرافیان داشته باشیم اینها علامات بصیرت است ما باید متوجه تیغ های کل و تیز دشمن باشیم و هرکدام را با توجه به اولویت پاسخ دهیم/// نباید به دشمن اجازه داد بین ما نفاق ایجاد کند فساد امل نفاق است/// ما باید درک داشته باشیم و بدانیم که وظیفه اولیه ما حفظ منافع کشور و کشورداری نیست بلکه وظیفه ما ظمینه سازی هست زیرا اگر چنین نباشد منتظر سقوط باشید/// دلهای مردم تنها در این منزل نصیب ما می شود مردم ما به دنبال انچه برخی ها می گویند نیستند بلکه مردم ما به دنبال مولای خود سردرگم شده اند اگر غیر از این بود این همه زیارت و توسل وجود نداشت/// نه تهاجم فرهنگی و نه فقر و سختی سست کننده دلهای شیعیان نیست بلکه دودستگی و دور شدن از اصل فرج موجب سست شدن جامعه می شود/// بیایید باهم برای ظهور امام دعا کنیم دعایی از جنس عمل و حرکت بی وقفه[تصویر: 42407_338.jpg]

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///





نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 93 بهمن 2 توسط 63شاعر شهدا 666

///بنام الله/// به نظر من باید تعریف بلا را نخست بدانیم/// از دیدگاه من انچه موجب انحراف ادمی از مسیر تکامل یا همان صراط المستقیم گردد بلا محسوب می شود که بدین جهت جهل و ندانی و عدم رسیدن به شناخت خلقت از بزرگترین بلاهاست/// حوادث ناگوار طبیعی مانند زلزله و یا بیماری و مرگ عزیزان وفقر و هر چیز که موجب رنج و سختی شود هیچکدام ذاتا بلا نیستند///بلا از نظر من وجود خارجی ندارد بلکه یک احساس از وقایع است هرکس حادثی موجب حس تحقیر و فلاکت در او گردد ان حادث برای او بلاست پس در این صورت بلا یک امر متغیر و سیار است///الله میفرماید بازگشت همه به سوی ماست پس وقتی اخرهمه چیز الله است بلا جایی برای وجود ندارد/// حالا کمی عامیانه تر سخن بگوییم /پس درجا زدن در تقرب وتکامل بلای مصور است/// اما از دیگاه دنیوی به نظر من هرگاه ما با اعمالمان خود را مستحق رنجشی کنیم که الله ار باب مجازات برما نازل میکند ان واقع بلا خواهد بود/// مثلا تقاص پس دانی که منتقم ان الله باشد///این نوع بلایی هست که قران بدان اشاره دارد///در دنیای امروز میبینیم که بین انسانها و الله پردهایی از جنس دلبستگی به دنیا و ظواهر ان ایجاد شده این پردها پردهای بلا هستند///پس تا در پس پرده خودیت مانده ایم بلازده هستیم///حالا برسیم به بدترین بلا برای انسان منتظر/// حرف اول اینکه منتظر خصوصیاتی دارد که او را ازبلاسوا می کند/// به نظر من منتظر بلایی ندارد اما رنجشها و دردها دارد مثلا منتظر از درد فراق یار خود می میرد///اینکه منتظر در شرایطی باشد که نتواند به اقایش کمکی کند یا اینکه نتواند موجب ارامش و شادابی امامش شود///بدترین بلا برای فرد منتظر دلبستگی به عالم خاک است و منظورم هر انچه که از خاک باشد هست/// من الان دوست دارم تمام سخنانم را در باب بلاهای منتظر انکار کنم هرجور فکر میکنم برای منتظر بلایی متصور نیستم اخر منتظر در مسیر تقرب و کمال است و در این مسیر بلا جایی ندارد/// لپ کلام همین است منتظر از بلا رها یافته است و چون رهایافته منتظر است///منتظر سعادتمند و رستگار است///منتظر بادرد لذت میبرد و در لذت شوق و قیام روحانی دارد///قلب منتظر مملو از تپشهای فرامادیست///خلوتش نعمت شورشش نعمت.انتظارش شیرین وحتی اینکه همیشه گمان داری بدترین و پست ترین ادم هستی هم این هم بزرگترین نعمت است رها از خود شدن در او نشستن ///حضرت علی بلند فریاد می زد الله ازگناهان من درگذر.ایا ایشان گنه کار بود یا علم به عصمت خود نداشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خیر این ازخود رهایی بود و خود ندیدن بود عبور از منیت بود و حس هیچ بودن در درگاه الهی/// منتظرجلوه امام خود است در انتظار بلا نیست بلکه نعمت است////

چه خوش است که یار مهدی باشم///هرلحظه سرقرارمهدی باشم///فرقی نکند برای من فرمانده///یارفتگرسپاه مهدی باشم///

(آخرین تغییر در این ارسال: 01-11-1393 08:45 ق.ظ توسط sale63.)






نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 93 بهمن 2 توسط 63شاعر شهدا 666

بنام الله///   مقامات امریکایی و متحدانش و حامیانش وقتی متوجه شده اند که با اغاز هزاره سوم میلادی امپراتوری متکبرانه شان روبه زوال و در مسیر انهدام قرار گرفته نخست در پی شناسایی جانشینان و دشمنان اصلی خود برامدند و با توجه به ظمینه های قبلی و همچنین استعداد تاریخی ملتها متوجه ایران اسلامی شده اند/// انان متوجه شده اند که اگر قرار است نیرویی در جهان موجب نابودی امپراتوری غرب گردد و جهان را زیر سلطه خود دراورد ان نه چین است نه روس بلکه ایران اسلامی است/// وجود اعتقادات و باورهای عمیق دینی و همچنین عقبه تاریخی ودر کنار ان منجی جویی و توانمندی فکری مردم ایران از شاخصه های این استعداد است///متفکران غربی برنامه مشخصی برای کنترل این زوال برای خودشان و همچنین مسدود کردن حرکت ایرانیان ارائه دادند از این قرار که نخست اسلام ستیزی واسلام هراسی را در جهان گسترش دهند دوم اینکه اسلام را از درون فاسد و کرم خورده کنند در اندیشه این نظریه پردازان دشمن را باید نخست نیش زد و مسموم کرد تا ظعیف شود انگاه او را با یک حرکت ساده از پای دراورد/// ایجاد تفرقه در بین مسلمانان و ایجاد و نوسازی کینه بین اعراب و ایرانیان از سلسله برنامه هاست زیرا انان جامعه هدف ایرانیان را اعراب تشخیص داده اند پس در صدد از بین بردن جامکعه هدف ما برامدند تا جلوی صدور انقلاب را بگیرند و همچنین سرزمینهای هدف ما را در اتش نفاق و عقب افتادگی گرفتار نمودند///باطرح کشاندن ایرزان پای میز مذاکره و اعمال تحریمها بر ایران در صددکنترل حرکات ایرانیان هستند انان نقاط قوت مارا زیر فشار قرار داده اند و نقاط ظعف مارا به بازی گرفته اند///به اعتقاد انان دوستی وجود ندارد بلکه بهترین دوست دشمن نتیازمند و ظعیف و عقب افتاده است///خسته کردن مردم از جنگ و فقرو تحریم وزندگی سخت را خوراک دور کردن مردم از دین کرده اند///سرکوب از درون راه انان است/// انان برای ادامه سلطه خود بر دنیا به قربانیانی مقیم خاورمیانه و شاخ افریقا نیازمندندو برای انجام چنین مراسم قربانی به استقبال مردمی نیازمندند///پس برای توجیح رفتارهایشان ایجاد فرق جنایتکار مانند بوکوحرام و داعش را در دستور قرار داده اند و با ورود فیزیکی خود به این نزاع طولانی کردن و کنترل توازن قدرت بین طرف های درگیر را دنبال می کنند///دست اخر نیز انقدر این کار را ادامه میدهند تا مردم از جنگ خسته شوند و قوای اسلام ظعیف گردند انگاه برپایی جنگ ثلیبی یا نبرد اخرالزمان را درمنطقه برپا کنند///غرب دقیقا در حال ظمینه سازی برای جنگ موعود است جنگی که بدان باور مذهبی دارند///






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 93 بهمن 1 توسط 63شاعر شهدا 666
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin